|
گاهانه
|
||
آنگاه که غمی دارم و دردی روی دلم سنگینی می کند
به سراغم می آید
آنگاه که چشمانی برای گریستن دارم و دست هایی برای در آغوش کشیدن می خواهم
به سراغم می آید
آنگاه که حرفی برای نگفتن دارم و گوشی برای نشنیدن می خواهم
به سراغم می آید
آنگاه که می خواهم تنها نباشم و دوستم داشته باشند
به سراغم می آید
در غیر اینصورت مرا رها می کند و آزاد می گذارد تا بپرم و پرواز کنم و در اوج آواز شادی سر دهم
او به وظیفه اش درست عمل می کند
و من او را دوست دارم.
بنظر اینگونه می آید که همیشه ٬ همه جا
|
|