به ناگهان برگ های درخت در مقابل چشمانم پیاپی فرو می ریزند
و کاری از دست من بر نمی آید.
آیا درخت دوباره سبز خواهد شد؟
نمی دانم...
|
+|
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:27  توسط م.ط.ع
|
متاسفم که بگم ارزش های فردی ات به درد خودت می خورد
برای اینکه موفق شوی دنبال ارزش های اجتماعی بگرد.
|
+|
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:25  توسط م.ط.ع
|
می خواهم به همونجایی برگردم که نبودم.
|
+|
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:21  توسط م.ط.ع
|
میدونید چرا آدم ها با از بین بردن یه زیبایی ناراحت می شن؟
چون یه چیزی بهتر از خودشون رو نابود می کنن.
|
+|
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:20  توسط م.ط.ع
|
زندگی مسیری است که بر فراز کوه ها و در فرود دره ها ره می سپارد ولی مهم در اوج شادی به ابدیت پیوستن است.
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:23  توسط م.ط.ع
|
خوش بحال پرنده ها چه راحت می میرند.
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:21  توسط م.ط.ع
|
در تلاش برای یافتنت تورا از دست دادم . ولی اینبار در شهر خودت دنبالت خواهم گشت و با زبان خودت با تو سخن خواهم گفت . دیگر اشتباه نخواهم کرد زیرا به پاکی و عشق ایمان دارم.
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:18  توسط م.ط.ع
|
هر شروع تازه با وجود تمام لذت و زیبایی اش می تواند به یک پایان تلخ و زجرآور تبدیل شود . پس مراقب باش هر آغاز می تواند برای تو فرصتی باشد ... برای لذت بردن یا زجر کشیدن.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 13:11  توسط م.ط.ع
|
چرا آدم مجبوره گاهی برای اینکه احمق بنظر نرسه یک مطلب رو خیلی ساده تر از اون چیزی که تو ذهنشه بیان کنه.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 13:6  توسط م.ط.ع
|
دشمنی ها نیز ما را بهم نزدیک می کند زیرا باعث می شود به یکدیگر بیندیشیم هر چند به نوعی دیگر.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 12:50  توسط م.ط.ع
|
دلم تنگ شده
دلم برای کفش هایی که تنگ می شد تنگ شده
حالا آنقدر بزرگ شده ام
که فقط دنیا را برای دیگران تنگ می کنم
دیگر دستم به بالای همه طاقچه ها و هر چه ممنوع بود می رسد
صدای باران که می آید هی فکر می کنم یکی مرا صدا می زند.
|
+|
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:23  توسط م.ط.ع
|
این روزها با هرکس که دوست می شوم فکر می کنم آنقدر با اودوست بوده ام که دیگر وقت خیانت است.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:50  توسط م.ط.ع
|
انسان بی نهایت است زیرا بر فراز سرش انتهایی وجود ندارد.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:49  توسط م.ط.ع
|
به لبخند ظاهری تو احترام می گذارم زیرا نشان دهنده تلاشی است که برای ایجاد یک رابطه داری هرچند راهش را نمی دانی.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:47  توسط م.ط.ع
|
همیشه لازم نیست حرفی بزنیم گاهی دیگران بخاطر آنچه نمی گوییم سپاسگذار ما می شوند.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:46  توسط م.ط.ع
|
دوستی برتر از عشق است زیرا عشق می سوزاند ولی دوستی انسان را در زیبایی ها غرق میکند.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:45  توسط م.ط.ع
|
یک شب روحم را به بیابان بردم و آنرا به آسمان سپردم وقتی به شهر بازگشتم روح نداشتم.مردم می گفتند روحش را در بیابان جا گذاشته است ولی روحم در آسمان همواره همراهم بود.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:41  توسط م.ط.ع
|